Canlı Maç İzle

diyetisyen

Hacklink

algototo

Hacklink

Hacklink

kayaşehir escort

bbo303

BetKare Güncel Giriş

taksim escort

üsküdar escort

Hacklink

Marsbahis

casino kurulum

Hacklink

Hacklink

Hacklink

slot gacor

Hacklink

Hacklink

Marsbahis

Hacklink

Eros Maç Tv

hacklink

Marsbahis

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink

SBOBET88

Marsbahis

Marsbahis

Hacklink

Hacklink

Marsbahis

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink Panel

Hacklink

sarıyer escort

extrabet

Hacklink

Hacklink

Hacklink

olaycasino giriş

Hacklink

Hacklink

bomonti escort

Hacklink

Hacklink

hacklink

Hacklink

Hacklink

Marsbahis

Hacklink

Hacklink

özbek escort

Hacklink

Hacklink

Hacklink panel

Hacklink

บาคาร่า

Hacklink

Marsbahis

Grandpashabet

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Buy Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink

xgo88

Hacklink

Hacklink

slot gacor

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink

หวยออนไลน์

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink

Hacklink satın al

Hacklink Panel

Hacklink

download cracked software,software download,cracked software

roketbet

tempobet

galabet

Jojobet giriş

polobet

Pusulabet giriş

Marsbahis

sekabet

maltcasino

grandpashabet

restbet

restbet

truvabet girişi

milosbet

onwin

sahabet

betoffice

padişahbet

matadorbet

betpas

vdcasino

tambet

setrabet

betebet

sekabet

betovis

dinamobet

vdcasino

atlasbet

prizmabet

artemisbet

matbet

atlasbet

meybet

rodosbet

youcas

süratbet

holiganbet

imajbet

sekabet

marsbahis

bahislion

grandpashabet

ultrabet

casibom

casibom giriş

casibom güncel giriş

pusulabet

vdcasino

bahsegel

Streameast

teosbet

betticket

bahislion

betasus

casinoroyal

Marsbahis

jojobet giriş

kralbet

iptv satın al

iptv satın al

1xbet

holiganbet

holiganbet giriş

padişahbet

padişahbet giriş

padişahbet

casinolevant

bets10

casibom

matbet

marsbahis

casibom

kralbet giriş

فرهنگی

پزشکی که مداوای مجروجان جبهه او را به کمال رساند

پزشک متخصصی که روزهای اول اعزامش به جبهه دوست داشت همه بدانند که او دکتر است، می‌گوید: «وقت برگشت از جبهه به جایی رسیدم که دیگر دلم نمی‌خواست کسی بداند من که این کارها را انجام می‌دهم و پزشک هستم.»

به گزارش خبرگزاری پیشران؛ بخش بزرگی از جانبازن و رزمندگان دفاع مقدس، حیات خود را مدیون پزشکان و پرستارانی هستند که وقتی نیمه جان و خونی به عقب جبهه منتقل می‌شدند، آن‌ها را مداوا کرده و باری دیگر زندگی را به جانشان تزریق می‌کردند. یکی از این پزشکان رزین‌تاج کیهانی، متخصص اعصاب اطفال، بود که از اولین ماه‌های جنگ راهی جبهه شد.

او در یکی از مصاحبه‌های خود با یکی از نشریات قدیمی از جبهه رفتن خود می‌گوید و تعریف می‌کند: «گروهی ۱۵۱۰ نفره بودیم که تقریباً یک فکر و عقیده داشتیم. تا شهریور سال ۱۳۵۹ به اکثر نقاط کشور سفر کرده بودیم. فکر می‌کردیم هر جا نیاز است، گروه ما باید و لازم است که به آن جا برود. هر جا از نظر بهداشتی و عمومی پرخطرتر بود، مثل کامیاران، سنندج، قروه، مریوان و…، ما استقبال می‌کردیم.

شهریور سال ۱۳۵۹ بعد از اعلام جنگ به تهران آمدیم. تلاش زیادى کردیم که به جبهه برویم و با توجه به اینکه سال ۱۳۵۶ جزء سپاهیان بهداشت، منقضى خدمت شده بودم از این ترفند استفاده کرده و چون دولت سربازان منقضى ۱۳۵۶ را به خدمت فراخواند با ۴ نفر از گروه خودمان به جبهه رفتیم.»

این پزشک از روزهای اولی که به جبهه رفت تعریف می‌کند: «آن روزها دلم می‌خواست همه بدانند من که رزمنده‌ها را مداوا می‌کنم، پزشک هستم. روزی در حال پاک کردن زمین بودم که خانمی به من گفت: «شما دکتری. نمی‌خواد این کارا رو بکنی.»

با این حال خداوند شرایطی را پدید آورد که موقع برگشت از جبهه دلم نمی‌خواست کسی بداند من که این کارها را انجام می‌دهم و پزشک هستم. به این درک رسیدم که هر کاری که برای رزمنده‌ها انجام دهم ارزشمند است.»

رزین‌تاج کیهانی، متخصص اعصاب اطفال

او درباره علت این تغییر عقیده می‌گوید: «ما آنجا یاد گرفتیم که با سختی‌ها بجنگیم و بدانیم انسان‌هایى که با دیدى ظاهرى مى‌بینیم، خیلى چیزها دارند. می‌بینیم که مناعت، بزرگى و علو روحشان باعث مى‌شود انسان واقعیت را حس نکند. آن‌ها آن قدر بزرگ بودند که انسان اصلاً فکر نمى‌کرد که هیچ از دنیا ندارند و هر چیزى که دارند، همان چیزهایى است که امثال من ندارند؛ یعنى اخلاقیات، معنویات و عشق به خدا. به خاطر آن‌ها هم آمدند. جبهه مملو از این‌ها بود.»

او در بخش دیگر سخنانش یکی از لحظات تلخش در جبهه را شرح می‌دهد: «زمانی ما در کامیاران بودیم. گفته بودند که چند نفر را می‌خواهند برای محلی که تعدادی از بچه‌ها آن جا مجروح شده‌اند. نمی‌دانم چرا با اینکه پزشکان مرد هم بودند، دستم را بلند کردم. شاید به خاطر روحیه ماجراجویی من بود.

ما را به خانه‌ای در یکی از روستاها بردند. همه بچه‌ها شهید شده بودند. شکم آن‌ها را پاره، همه محتوای آن را خالی و در آن کاغذ و اعلامیه گذاشته بودند. این‌ها را فقط برای این می‌گویم که بگویم بچه‌های ما در جبهه چه کشیدند.»/فارس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا